گفتگو با ایران می تواند برای ترامپ سودآور باشد

گفتگو با ایران می تواند برای ترامپ سودآور باشد

آمریکا در طول دهه‌های گذشته برای مقابله با ایران در خاورمیانه هزینه‌های هنگفتی را صرف کرده است که نتیجه آن جز افزایش نفوذ ایران نبوده است. بنا بر این بهتر است ترامپ برای پرهیز از این هزینه‌های جبران‌ناپذیر مذاکرات با ایران را توسعه دهد.

اگر یک موضوع ثابت در سیاست خارجی دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا از همان زمان آغاز رقابت‌های انتخاباتی‌اش وجود داشته باشد، این است که وی تاکید می‌کند آمریکا از نظم جهانی که اغلب از آن حمایت می‌کند، ‌به لحاظ اقتصادی سود نبرده است، ‌هر چند وقتی پای سیاست خارجی واشنگتن در خاورمیانه به میان می‌آید، هیچ‌گاه ثابت قدم نبوده است.

وی در جریان رقابت‌های انتخابی از پاره کردن توافق هسته‌ای ایران و قدرت جهانی صحبت کرد اما تاکنون اقدامی در زمینه عملیاتی کردن لفاظی‌اش درباره افزایش تحریم‌ها علیه ایران نیز کاری نکرده است.

آمریکا در طول چهار دهه گذشته سرمایه و هزینه های جانی زیادی را برای مقابله با ایران در منطقه صرف کرده است. این کشور به علاوه تحریم های سختی را علیه ایران حفظ کرده است که اغلب متحدان اروپایی و آسیایی اش آن‌ها را غیر سازنده و پرهزینه دانسته اند.

هیچ تردیدی وجود ندارد که ایران در منطقه سیاسی را دنبال میکند که خلاف منافع آمریکا است. همچنین نمی توان انکار کرد که سال ها تحریم سبب شده تا بازگشت به اقتصاد جهانی به یکی از اهداف اصلی تهران تبدیل شود.

حسن روحانی رئیس‌جمهور ایران تا دو هفته آینده با رای دهندگانی روبرو خواهد شد که نه تنها به ریاست جمهوری وی بلکه به توافق هسته‌ای رای خواهند داد. قرار بود این توافق به یک شکوفایی اقتصادی منجر شود اما نتایج به بهترین شکل درهم پیچیده شده است.

اقتصاد ایران هنوز تحت تاثیر تحریم‌های ثانویه دفتر کنترل دارایی‌های خارجی وزارت خزانه‌داری آمریکا قرار دارد.

از طرفی دیگر اقتصاد تهران پس از رفع تحریم‌های مرتبط هسته‌ای ایران سریع‌تر از آنچه اقتصاددان‌ها پیش‌بینی می‌کردند، ‌به جای اول خود بازگشت.

اقتصاد ایران از رشد منفی شش درصد در سال ۲۰۱۳ به رشد هفت درصدی در سال ۲۰۱۷ ارتقاء یافت. اصلی‌ترین عامل این توسعه نیز فروش بیش‌تر نفت و محصولات پتروشیمی در بازارهای بین‌المللی است.

صادرات ایران در یک سال گذشته دو برابر شده و تورم نیز تا حدی کنترل شده است. حتی صنعت گردشگری ایران در سال گذشته رشد ۱۱ درصدی داشته است. اما نرخ بیکاری در ایران هم‌چنان بالاست و بیش از ۱۴ درصد برآورد می‌شود.

انتقادات از سیاست‌های ایران از چشم ایرانی‌هایی که همسایگانشان یعنی ترکیه و عربستان در این بحران مشارکت دارند، دور نمی‌ماند.

این در حالی است که هر دوی آن‌ها سوابق بدی در امور حقوق بشر دارند. میلیاردرها و موسسات سعودی تامین‌کننده اصلی نیازهای مالی گروه‌های تروریستی افراط گرا هستند.

ترکیه نیز به قاچاق سوخت از سوی داعش کمک می‌کند و در حال حاضر متحدان کرد آمریکا سوریه را هدف بمب‌های خود قرار می‌دهد.

با این وجود واشنگتن هیچ یک از آن‌ها را تحریم نکرده است و آن‌ها از نظر اقتصادی وضعیت بهتری از ایران دارند.

اما ترامپ چه کاری می‌تواند در قبال ایران انجام دهد که در نهایت به رفع تحریم‌های ثانویه منجر نشود؟ پاسخ این سوال در لابه‌لای همان چیزی که حامیان ترامپ با شور و شوق از آن پشتیبانی می‌کنند، ‌نهفته است؛ یک سیاست خارجی دقیق و عدم صرف هزینه زیادروی اقدام برون مرزی که در آن‌ها منافع آمریکا به خوبی تامین نمی‌شود.

یک استاد دانشگاه پرینستون برآورد کرده است که آمریکا در سال‌های ۱۹۷۶ تا ۲۰۱۰ هشت تریلیون دلار برای دفاع از جریان نفت از خاورمیانه به علاوه پولی که برای دو جنگ پس از حادثه ۱۱ سپتامبر هزینه کرده است.

تمام این ثروت در منطقه‌ای صرف شده که آمریکا تنها ۱۰ درصد از واردات نفت خود را از آن دریافت کرده است. برای درک این حقیقت که بازگشت سرمایه هزینه در خلیج فارس یک موفقیت نبوده است، نیاز به هوش زیادی نیست.

آمریکا در طول چهار دهه گذشته مقابله با ایران را یک اساس در سیاست‌های خود در خاورمیانه قرار داده است. این اقدامات به لحاظ سیاسی شکست خورده است.

ایران اکنون در مقایسه با حکومت رژیم پهلوی از نفوذ بیش‌تری در خاورمیانه برخوردار است. هر چند در زمینه اقتصادی با تحریم‌های خود این کشور را از اقتصاد جهانی دور نگه داشته است.

بنا بر این معقول است که آمریکا مذاکرات با ایران را توسعه دهد چرا که جایگزین آن از دست دادن میلیاردها دلار بیش‌تر و در انتهای مسیر یک درگیری نظامی محتمل خواهد بود.

پاسخ بدهید

Please enter your comment!
Please enter your name here

*