من عروس ایران شده‌ام!

iranian couple

یک زوج جوان ایرانی تصمیم گرفتند به جای برگزاری مراسم عروسی، به نقاط مختلف ایران سفر کنند و با آداب و رسوم مناطق گوناگون آشنا شوند، با این حال به هر منطقه‌ای پا گذاشتند مردم مهربان و مهمان‌نواز شهرهای مختلف ایران هر یک با سنت‌های خاص خودشان برای این زوج عروسی بر پا کردند.

«آیدا پوریا نسب» و «آزاد مطهری» زوج جوانی هستند که چند سالی است دست به ایرانگردی زده‌اند و کمک به مردم مناطق محروم را هم چاشنی سفرشان کرده‌اند. آن‌ها مهمان مردم مناطق محروم می‌شوند و با به اشتراک گذاشتن عکس‌هایی در راستای کمک به آدم‌های نیازمند سعی می‌کنند با جمع‌آوری کمک‌های مردمی و کاربران فضای مجازی از آن‌ها دستگیری کنند.

فقط می‌خواستیم ایرانگرد باشیم؛ اما

«آزاد مطهری» و همسرش روستا به روستا ایران را زیر پا می‌گذارند و هر جا فقر و حال ناخوشایندی از مردمان سرزمینشان ببینند دردشان را در صفحه اینستاگرام شان به اشتراک می‌گذارند و از مردم می‌خواهند که برای برطرف کردن مشکلات و بهتر شدن اوضاع به همدیگر کمک کنند.

«راستش را بخواهید ما وقتی که سفرهایمان را شروع کردیم قصدمان این بود که صرفاً ایران را بگردیم؛ چون یکی از کارهایی که ما به آن مشغول بودیم آشپزی و شیرینی‌پزی بود به خاطر همین می‌خواستیم از طریق این سفرها با غذاهای محلی و آداب و رسوم آشنا شویم، هدفمان هم این بود که برای آشنا شدن با فرهنگ مردم از جاهای بکر دیدن کنیم؛ برای همین هم تصمیم گرفتیم ایران را روستا به روستا بگردیم؛ اما در هر بار گشت زدن با مردمی رو به رو می‌شدیم که نه فقط فرهنگ بومی‌شان که حتی خودشان هم در محرومیت گم و فراموش‌شده‌اند.»

iranian couple

در روستایی رفتیم که بچه‌هایش نمی داستند عروسک چیست؟

«آیدا پوریا نسب» می‌گوید: «بین همه روستاهایی که تا به حال در ایران گشته‌ایم هیچ جا را به اندازه سیستان و بلوچستان، محروم ندیده‌ایم؛ شاید باورتان نشود یکی از غم‌انگیزترین اتفاقاتی که ما با آن مواجه شدیم این بود که ما یک‌بار برای بچه‌های یکی از همین روستاها عروسک بردیم؛ اما بچه‌ها عروسک ندیده بودند! و نمی‌دانستند که اسباب‌بازی است و باید با آن بازی کنند.» …

iranian couple

برای زنان سرپرست خانوار کلاس آشپزی گذاشتیم

آیدا پوریا نسب می‌گوید: «در طول این سفرها رفته رفته به این فکر افتادیم برای اینکه بتوانیم به رفع نیازهای مناطق محروم توسط خود مردم سرعت بدهیم باید سیستمی آنلاین طراحی کنیم؛ یکی از کارهایی که کردیم این بود، ابتدا برای زنان سرپرست خانوار دوره‌های آشپزی ترتیب دادیم؛ و بعد سفارش آنلاین گرفتیم و به آنها واگذار کردیم تا آن را به مشتری تحویل بدهند. خودمان هم در این میان از سود این کار استفاده کردیم؛ تا جایی که در حال حاضر این سیستم آنلاین را گسترش داده و در شهرهای مختلفی مثل کرمان، کرمانشاه، بندرعباس، شیراز و … شعبه داریم.»

iranian couple

هنر بلوچی دوزی را تا گالری‌های فرانسه فرستادیم

یکی دیگر از کارهایی که در راستای اشتغال زایی در روستا انجام دادیم این بود که از زنان روستایی درباره توانایی‌هایشان سؤال می‌کردیم به عنوان مثال در سیستان و بلوچستان فهمیدیم که زن‌های بلوچستان هنری به اسم بلوچی دوزی دارند.

سعی کردیم از راه‌های مختلفی مثل صفحه اینستاگراممان آن را معرفی کنیم. ما وقتی هنر بلوچی دوزی را در صفحه‌مان گذاشتیم حتی ایرانیان خارج از کشور که در فرانسه گالری داشتند چند نمونه از این کارها را از ما خریدند تا هم به ما کمکی کرده باشند و هم این هنر را در خارج از ایران نمایش دهند.»

ثروت این مردم دل بزرگ‌شان است

«یادم می‌آید که یک‌بار داشتیم به روستا و خانواده‌ای سر می‌زدیم که می‌دانستیم از فقر رنج می‌برند برای همین هم از قبل خودمان را برای شرایط آماده کرده بودیم؛ اما وقتی به آنجا رسیدیم آنها گوسفندشان را برایمان قربانی کردند؛ این آدم‌ها دلشان دریاست، در عین فقر هم مهمان انقدر برایشان دارای ارج و قرب است که حاضر هستند برایش هر کاری انجام دهند.»

iranian couple

من عروس همه ایران شده‌ام

«شاید برایتان جالب باشد که بدانید ما بعد از عقدمان تصمیم گرفتیم که برای ادامه سفرهایمان جشن عروسی نگیریم.. اطرافیان می‌گفتند روزی پشیمان می‌شوید… ولی خب خدا را شکر ما در طول این مدت به هرجای ایران که سفر کردیم با لباس‌های محلی خودشان به آنجا رفتیم و مردم آنجا به گرمی از ما استقبال کردند و برای ما جشن کوچکی بر پا کردند آنقدر که می‌توانم بگویم من در همه ایران جشن عروسی گرفته‌ام!»

iranian couple

از هزینه سنگین درمان تا کمک‌های ۵ هزارتومانی مردم

یکی از خوبی‌هایی که می‌شود در فعالیت‌ها و ایرانگردی های این زوج جوان پیدا کرد شیوه دریافت کمک‌های مردمی است؛ در بین کمک‌های مردمی هم می‌شود خیرهایی را پیدا کرد که حاضر شده‌اند هزینه ۳۰ میلیون تومانی جراحی یک کودک روستایی را تقبل کنند و هم خیرهایی همه توانشان پرداخت ۵ تا ۱۰ هزار تومان است و دریغ نمی‌کنند. …

«یکی از جالب‌ترین موردهایی که خود ما با آن‌ها برخورد داشته‌ایم دو نویسنده بودند که یکی از آن‌ها در حال حاضر مترجم است و در فرانسه زندگی می‌کند. وقتی کتابش در ایران چاپ شد، چک ناشر را مستقیم برای ما فرستاد تا آن را نقد و در این راه صرف کنیم و خانم شاعری هم بود که برای چاپ کتابش به جای شماره‌حساب خودش مستقیم شماره حساب ما را به ناشر داده بود تا پولش برای این کار خرج شود.»

iranian couple

راهمان ادامه دارد!

«ما تا الآن و در طول این مدت با یاری مردم توانسته‌ایم به طور کامل به چهار روستا کمک کنیم تا اهالی آن امکانات حداقلی را داشته باشند ….»

آیدا پوریا نسب می‌گوید شاید بزرگترین آرزویی که این روزها خودش به همراه همسرش برای رسیدن به آن تلاش می‌کند این است که در هیچ جای زمین و حداقل در ایران فقیری وجود نداشته باشد. فقری که به قول خودشان مادر همه بدبختی‌های دنیاست!

پاسخ بدهید

Please enter your comment!
Please enter your name here

*