هشدار سیاست‌گذاران آمریکا به بارزانی: واشنگتن از تو حمایت نمی‌کند

مایکل روبین

مایکل روبین پژوهشگر انستیتو امریکن اینترپرایز اظهار داشت تقریباً اکثر سیاست‌گذاران آمریکایی قبل از برگزاری رفراندوم به مسعود بارزانی گفته بودند که آمریکا از او حمایت نخواهد کرد. در مورد کرکوک هم آمریکا هیچ‌گاه موافق الحاق کرکوک به اقلیم کردستان عراق نبوده است.

مایکل روبین، پژوهش‌گر انستیتو آمریکن اینترپرایز، مدت زیادی در اقلیم کردستان عراق اقامت داشته و در دانشگاه‌های آن به تدریس پرداخته است. وی با شرایط سیاسی و اقتصادی اقلیم کردستان آشناست. مایکل روبین به سؤالاتی درباره برگزاری رفراندوم در اقلیم کردستان و پیامدهای آن از جمله از دست دادن کرکوک و میادین آن، آینده سیاسی اقلیم کردستان و شخص بارزانی و احزاب کردی پاسخ داده است. وی معتقد است پروژه استقلال کردهای عراق پایان نیافته است اما به زمان و تغییرات در منطقه نیاز دارد. مایکل روبین مسعود بارزانی را مسئول اصلی شکست استقلال اقلیم کردستان و تحولات اخیر می‌داند زیرا به گفته وی بارزانی به حمایت آمریکایی‌ها اطمینان زیاد داشت اما آمریکایی‌ها به بارزانی گفته بودند که از وی حمایت نخواهند کرد. پژوهشگر انستیتو امریکن اینترپرایز معتقد است کردها سیاست آمریکا را خوب درک نکرده‌اند.

متن کامل مصاحبه مایکل روبین:

نظر شما درباره دستاورد کردهای عراق از رفراندوم چیست؟ آن‌ها چه چیزی را از دست داده‌اند؟

مایکل روبین: برگزاری رفراندوم غیر عاقلانه بود. هیچ‌کس به این رفراندوم نیاز نداشت تا بگوید که کردها خواهان چه چیزی هستند و یا چه نظری دارند. علاوه بر آن، در سال ۲۰۰۵ یک رفراندوم برگزار شد. سخت است باور کردن این که مسعود بارزانی چنان اقدام غیر عاقلانه‌ای انجام داده باشد. آیا بارزانی باور داشت که ترکیه، روسیه و یا ایالات‌متحده از او حمایت می‌کنند با این که به طور آشکارا و در نهان نیز به وی گفته بودند که با برگزاری رفراندوم مخالف هستند. شاید مسعود بارزانی به تلویزیون‌ها و روزنامه‌های کردی باور داشت. غافل از این که به آن‌ها پول پرداخت می‌شد که آنچه را که مسعود بارزانی می‌خواهد گزارش کنند و نه حقایق موجود را. علاوه بر آن، اگر کردها واقعاً بارزانی و دیدگاه وی را می‌خواستند، چرا در سلیمانیه نسبت به رفراندوم قبلی این بار ۲۰۰۰۰۰ نفر کمتر با استقلال موافق بودند؟ در حالی که تلویزیون روداو و کردستان ۲۴ فقط به تمجید از بارزانی می‌پرداختند مسیحیان و ایزدی‌ها در مناطق مورد مناقشه به آمریکایی‌ها گفتند که تمایلی به حمایت از بارزانی ندارند.

به هر نحو که حساب کنیم سیاست‌های بارزانی فاجعه به بار آورد اگر بارزانی رفراندوم را برگزار نکرده بود کردها همچنان می‌توانستند مناطق مورد مناقشه را اداره کنند و با گذشت زمان، این مناطق تبدیل به بخشی از اقلیم کردستان عراق می‌شدند.

مسعود بارزانی در ۲۶ سال گذشته از سال ۱۹۹۱ تا ۲۰۱۷ رابطه خوبی با غرب و جامعه بین‌المللی داشته است اما هفته گذشته گفت کردها تنها گذاشته شدند و کردها هیچ دوستی به جز کردها ندارند. به نظر می‌رسد که کردها از حمایت غرب ناامید شده‌اند. شما چه فکر می‌کنید؟

مایکل روبین: ممکن است مشکل کردها نباشند بلکه غرور مسعود بارزانی باشد. دوست داشتن به این معنا نیست که این دوستان خصوصی باشند. آمریکا همواره از دوستان بغداد بوده است. مسعود بارزانی نمی‌بایست آمریکا را مجبور می‌کرد میان اربیل و بغداد یکی را انتخاب کند؛ اما بارزانی این کار را کرد حتی بعد از این که تقریباً همه سیاست‌گذاران آمریکا به وی گفتند که آمریکا از او حمایت نخواهد کرد.

این مقایسه را در نظر داشته باشید: فرض کنید مسعود بارزانی راننده یک خودروی بوگاتی چند میلیون دلاری در دبی است. این خودرو از خودروهای مسابقه سرعت است و مسعود بارزانی به سرعت به سمت یک صخره حرکت می‌کند. فرض کنید به مسعود بارزانی می‌گویند که در سر راه وی یک صخره قرار دارد و اگر سرعت خود را کم نکند و یا به سمت دیگری حرکت کند با صخره برخورد خواهد کرد. مسعود بارزانی برای اطمینان از مسرور بارزانی سؤال می‌کند و اما مسرور بارزانی (رئیس شورای امنیت اقلیم کردستان عراق) به مسعود بارزانی می‌گوید که طبق اطلاعات او صخره‌ای وجود ندارد؛ بنابراین، بارزانی به رانندگی در این مسیر ادامه می‌دهد و در نهایت خودرو را به صخره می‌کوبد. او از تصادف جان سالم به در می‌برد اما می‌گوید مشکل دیگران بودند. اکنون زمان آن رسیده که بارزانی دریابد که مشکل خود او بوده و نه هیچ‌کدام از کردهای عراق.

بگذارید مسئله را جور دیگری تعریف کنم: مسعود بارزانی فقط به آمریکایی‌هایی گوش می‌کرد که به آن‌ها پول می‌داد و یا آن‌هایی که حرف‌هایی می‌زدند که مسعود بارزانی دوست داشت بشنود زیرا آن‌ها به دنبال عقد قراردادهای تجاری با اقلیم کردستان عراق بودند. این‌ها ربطی به داشتن دوست ندارد. اگر بارزانی سیاست آمریکا را درک نمی‌کند این مشکل خود است. راه‌هایی وجود دارد که بتوان آمریکا را بهتر شناخت و یا کارهایی کرد که آمریکا بهتر در کنار کردها بایستد. هر چند نباید پنداشت که آمریکا در هر موقعیتی موافق کردها خواهد بود و یا این که متحدان دیگر خود را به خاطر کردها نادیده بگیرد.

در حال حاضر آینده پروژه استقلال اقلیم کردستان را چگونه می‌بینید؟ آیا این پروژه دیگر تمام شد؟ و یا باور دارید که کردها بالاخره یک روزی از عراق جدا خواهند شد؟

مایکل روبین: نه. من فکر نمی‌کنم که پروژه استقلال کردهای عراق پایان یافته باشد. کردها درنهایت کشور مستقل خود را خواهند داشت اما این اتفاق به ایجاد تغییراتی در کشورهای همسایه بستگی دارد از جمله این که کردها در ترکیه به حقوق خود دست پیدا کنند. در حالی که اردوغان ممکن است قدرتمند به نظر برسد اما این شخص ترکیه را به شدت تضعیف کرده است. اردوغان مثل چسبی است که ترکیه را نگاه داشته است و بعد از مرگ او مشکل است ارتش ترکیه نظم و انضباط را برگرداند. در واقع، یکی از چالش‌های امروز در داخل ترکیه این است که ارتش این کشور دیگر به عنوان یک نهاد مورد احترام ترک‌ها نیست. تصفیه‌های بدگمانانه اردوغان باعث شده است ارتش ترکیه در لاک گذشته خود فرو برود. برای مثال معلوم نیست که ارتش ترکیه بتواند پ.ک.ک را از بین ببرد. ممکن است به زودی استقرار نیروهای ترکیه در سوریه با گسیل نیروهای عربستان به سوی یمن مقایسه شود. معلوم نیست که آیا ترکیه در سوریه برنده می‌شود یا خیر. اگر هم برنده نشود آیا یک استراتژی برای خروج خود از سوریه دارد یا خیر. به طور ساده بگویم؛ ترکیه قبل از عراق تجزیه می‌شود.

تأثیرات از دست دادن کرکوک بر پروژه استقلال چیست؟ آیا معتقد هستید که کردها می‌توانند بار دیگر کنترل کرکوک را به دست بیاورند؟

مایکل روبین: کرکوک مهم‌ترین عامل استقلال نیست. اشتباه نکنید، من تاریخ را و احساسات پیرامون کرکوک را درک می‌کنم اما کرکوک در مواقعی به جای این که موهبت باشد بیشتر بلا و مصیبت بوده است. اولاً سوء مدیریت اگر نگوییم اختلاس، در نفت منطقه کرکوک به‌وسیله بارزانی‌ها و طالبانی‌ها اعتماد را در این منطقه سلب کرده است؛ و دوم این که بارزانی با ضمیمه کردن کرکوک مخالفت بین‌المللی را تضمین کرد. کردها دوست دارند کرکوک را به قدس تشبیه کنند و خود را شبیه اسرائیل ببینند. آنچه بارزانی فراموش کرد این است که اسرائیل در برنامه تجزیه فلسطین در سال ۱۹۴۷ و نیز در جریان جنگ استقلال از بخش قدیمی قدس صرف نظر کرد.

چرا آمریکا به ارتش عراق اجازه داد وارد کرکوک شوند؟

مایکل روبین: آمریکا هرگز تعلق داشتن کرکوک به حکومت اقلیم کردستان عراق را به رسمیت نشناخته است. کردهای عراق می‌گویند با توجه به این که نیروهای عراقی در سال ۲۰۱۴ و در برابر حمله نیروهای داعش فرار کردند نباید در مورد کرکوک ادعایی داشته باشند اما این مسئله در مورد شنگال نیز صادق است و آیا بارزانی نیز به دلیل فرار نیروهای پیشمرگه از شنگال باید برای همیشه نسبت به شنگال ادعایی نداشته باشد؟ علاوه بر آن، این نیروهای پیشمرگه وابسته به حزب دموکرات کردستان بودند که شنگال را ترک کردند و ایزدی‌ها را در برابر حمله داعش تنها گذاشتند. کردها خود را متقاعد می‌کنند که بیشتر نبرد با داعش را آن‌ها انجام دادند اما در واقع نقش مهم را در فلوجه، رمادی، تکریت، بیجی و موصل نیروهای حشد الشعبی و نیروهای عراقی بر عهده گرفتند.

چرا واکنش آمریکا به ادعای حزب دموکرات در مورد نقش ایران در کرکوک مثبت نبود؟

مایکل روبین: این تبلیغات روی تعدادی از نمایندگان کنگره ایالات‌متحده تأثیر گذاشت اما فحوای کلام در پنتاگون یا وزارت دفاع آمریکا جور دیگری بود؛ اما این مسئله چیزی از تأثیر نفوذ ایران بر حشد الشعبی کم نمی‌کند؛ اما این را هم در نظر داشته باشیم که نفوذ ایران بر حشد الشعبی و طالبانی‌ها به یک اندازه است؛ و در میان بارزانی‌ها ایران روی نیچروان تأثیرگذار است. در واقع یکی از مشکلات بزرگی که می‌توان از این مسائل فهمید این است که بسیاری از نمایندگان کرد با دروغ گفتن‌ها اعتبار خود را از دست داده‌اند. بیان سامی عبدالرحمان نماینده اقلیم کردستان در آمریکا ممکن است موفق شود اظهاراتی را از برخی نمایندگان کنگره در حمایت از مسعود بارزانی بگیرد اما زمانی که همان نمایندگان با پنتاگون صحبت می‌کنند و به آن‌ها گفته می‌شود که این خانم دروغ گفته است، آن‌ها دیگر هیچ‌وقت به حرف‌های وی گوش نخواهند داد.

مقامات حزب دموکرات و به‌ویژه مسعود بارزانی می‌گویند که سقوط کرکوک به دلیل توطئه پنهانی میان اتحادیه میهنی و بغداد بوده است. آن‌ها از واژه خیانت برای توصیف آن استفاده می‌کنند. در مورد روابط این دو حزب در آینده چه فکر می‌کنید؟

مایکل روبین: مطمئناً، ممکن است خیانت بوده باشد اما از خونریزی بیشتر جلوگیری کرد. حتی اتحاد کردها نمی‌توانست از آنچه که به خاطر محاسبه اشتباه بارزانی اتفاق افتاد جلوگیری کند. به همین دلیل بسیاری از کردها از مسعود بارزانی خشمگین هستند؛ اما آیا اظهارات مسعود بارزانی عمق مشکل را آشکار نمی‌کند؟ اولاً مسعود بارزانی چه حقی دارد درباره خیانت حرف می‌زند؟ چون خود او با دعوت از نیروهای صدام در سال ۱۹۹۶ به کردها خیانت کرد. علاوه بر آن، هر وقت مسائل به مشکل برمی‌خورد بارزانی دیگر کردها را مقصر جلوه می‌دهد. این مسئله عدم وجود اتحاد میان کردها را نشان می‌دهد که باید بخشی از تقصیر آن را باید بر عهده مسعود بارزانی گذاشت. رک و راست بگویم اگر کردها می‌خواهند به موفقیت برسند باید از رهبران کنونی کرد در عراق عبور کنند. بارزانی یک رهبر قبیله‌ای است و نگرانی وی همیشه حول اهل و تبارش بوده و نه مردم کرد. در مورد طالبانی‌ها، آیا شما واقعاً فکر می‌کنید که هیروخان (همسر جلال طالبانی) به ترفیع بافل و قباد طالبانی (پسران جلال طالبانی) کمک می‌کند به این دلیل که آن‌ها لایق‌ترین کردها هستند یا وی می‌خواهد از قدرت و دارایی خانواده محافظت کند؟ بنابراین تا زمانی که مسئله کردها حول محور رابطه نسل جدید طالبانی‌ها و بارزانی‌ها می‌چرخد کردها سرنوشت شومی خواهند داشت.

مسعود بارزانی کناره‌گیری کرده است. نظر شما درباره ساختار سیاسی و قدرت در اقلیم کردستان عراق بعد از این تحولات چیست؟

مایکل روبین: قبل از هر چیز، هنوز معلوم نیست که وی واقعاً کناره‌گیری کرده باشد. علاوه بر آن، شورای عالی سیاسی چیست؟ و اگر هنوز او یک پیشمرگه است چرا به بعشیقه نمی‌رود و در برابر افزون‌خواهی ترکیه از آن محافظت نمی‌کند؟ و اگر او کناره‌گیری کرده است چرا «سری رش» را ترک نمی‌کند و مانند دیگر کردها خانه‌ای برای خود نمی‌خرد. مجموعه «سری رش» باید به عنوان یک تفریحگاه مردم به آن‌ها بازگردانده شود.

اما در واقع، حقیقت این است که بارزانی گاه و بی گاه ناپدید شده و دوباره ظاهر می‌شود. اگر کردها درباره آینده‌شان جدی هستند باید از وی بخواهند مسئولیت اشتباهاتش را بر عهده بگیرد، محترمانه خود را بازنشسته کند و به نسل جدید اجازه دهد اشتباهات او را که به میراث وی تبدیل شده جبران کنند.

پاسخ بدهید

Please enter your comment!
Please enter your name here

*