ناتو بیخ گوش ایران؛ به دو روایت متفاوت

سفرهای اخیری که از سوی مقامات کویتی به ایران صورت گرفته و جواب این سفرها از سوی حسن روحانی، صرف نظر از هر آنچه در پشت پرده می‌گذرد، از یک جهت بسیار حائز اهمیت است. بررسی دو اتفاق طی یک ماه گذشته به خوبی نشان می‌دهد که چرا در اوضاع کنونی، حرکت‌های متقابل برای تنش زدایی در خلیج فارس اهمیت بسیاری دارد.

سفر اخیر حسن روحانی به کویت و عمان را شاید بتوان در بستری کلی، تلاش‌های متقابل برای تنش زدایی و ایجاد روابطی دوستانه‌تر در منطقه قلمداد کرد. پاسخ سفر وزیر امور خارجه کویت به ایران توسط شخص روحانی، را می‌توان حاوی پیامی مبنی بر جدیت ایران در روابط با کشورهای جنوبی دانست.
اما این سفرها و این روابط بدون در نظر آوردن چند و چون آن، و تحرکات امنیتی و نظامی که طی یک ماه گذشته کشورهای حاشیه خلیج فارس شروع کرده‌اند و نتایج و خروجی‌های آن – اگر آن گونه که تصور می‌شود باشد – به هیچ وجه به نفع ایران و شرایط آتی توازن قوا در سمت ایران در منطقه نخواهد بود.

روایت اول

افتتاح دفتر ناتو در کویت در ابتدای ماه جاری یعنی بهمن ماه. دبیر کل ناتو «استالتنبرگ» در پنجم بهمن ماه برای افتتاح این دفتر وارد کویت شد و گفت: این دفتر «مرکزی حیاتی برای همکاری بین ناتو و شرکای ما در حوزهٔ خلیج (فارس) خواهد بود».

NATO Secretary General Jens Stoltenberg and the President of National Security Bureau of Kuwait, Sheikh Thamer Ali Al-Sabah

 

مرکزی که هدف از افتتاح آن کمک نظامی و امنیتی به کشورهای حاشیه خلیج فارس با برگزاری دوره‌های آموزشی پیشرفته در زمینه‌های امنیت سایبری، امنیت انرژی، شیمیایی، بیولوژیکی و سلاح‌های هسته‌ای است. مرکز ناتو در کویت در چهارچوب «ابتکار عمل همکاری استانبول» تأسیس شده است. رهبران ناتو در سال ۲۰۰۴ در نشست این سازمان در استانبول ترکیه با تصویب طرح «ابتکار عمل همکاری استانبول» یا آی‌سی‌آی تصمیم گرفتند ارتباط و همکاری امنیتی ناتو را با کشورهای خاورمیانه به‌ویژه کشورهای حوزه خلیج‌فارس افزایش دهند.

کویت، قطر، بحرین و امارات متحده عربی اعضای آی‌سی‌آی هستند و دو عضو دیگر شورای همکاری خلیج‌فارس (عربستان سعودی و عمان) نیز قصد دارند به آن ملحق شوند.  دبیر کل ناتو در جریان سخنرانی به مناسبت افتتاح این دفتر بیان کرده بود: «‌ما با تهدیدات امنیتی مشترک مانند تروریسم، گسترش سلاح و حملات سایبری مواجه هستیم و در آرمان‌های یکسان برای صلح و ثبات سهیم هستیم. ضروری است که بیشتر از قبل همکاری نزدیک داشته باشیم.»

روایت دوم

دومین ماجرا اما بازمی گردد به گزارشی که چندی پیش روزنامه وال استریت ژورنال منتشر کرده است و بر اساس آن گفته می‌شود، کشورهای عربی حوزه خلیج فارس قرار است با همکاری کشورهای غربی و آمریکایی و البته با مشارکت

رژیم اسرائیل ائتلافی نظامی شبیه به ناتو را در منطقه تشکیل دهند.

ائتلاف مذکور کشورهایی از قبیل عربستان سعودی و امارات عربی متحده ـ که به صورت اعلانی دشمنان اسرائیل هستند ـ و همچنین مصر و اردن که از مدت‌های قبل معاهدات صلح با اسرائیل دارند را شامل خواهد شد. امکان آن وجود دارد که دیگر کشورهای عربی هم به ائتلاف بپیوندند. مکانیسم دفاعی – امنیتی در این ائتلاف کاملاً شبیه به ناتو خواهد بود، به شکلی که حمله نظامی یا تهدید یک کشور از این ائتلاف به معنی تهدید و حمله به سایر اعضا تلقی خواهد شد.  البته آمریکا و اسرائیل در این میان تنها نقش «لجستیک» بر عهده خواهند داشت.

نمایندگان اماراتی و عربستانی در مذاکرات دو هفته اخیر خود با دولت ترامپ، از توانمندی‌های امنیتی و اطلاعاتی اسرائیل را تمجید و تلویحاً توافق کردند که در صورت تشکیل ائتلاف، (با اسرائیل) شراکت اطلاعاتی داشته باشند.

کلیدی برای حل معمای سفرهای اخیر

افتتاح دفتر ناتو در کویت به خودی خود تهدیدی امنیتی علیه ایران تلقی نمی‌شود، زیرا اساساً اهداف و مکانیسم عمل این دفتر مبتنی بر آموزش و همکاری اطلاعاتی است. اما کشورهای حاشیه خلیج فارس همیشه نیم نگاهی به ایران نیز دارند. ضمن آنکه قبل از این هم ناتو مراکز عملیاتی و نظامی در پیرامون ایران داشته است.

اما ماجرای گزارش وال استریت ژورنال به کل موضوع متفاوتی است و چنانچه این گزارش درست باشد و چنین ائتلافی در منطقه خلیج فارس شکل بگیرد، بدون شک نوک پیکان آن متوجه ایران بوده و قطعاً بر وضعیت توازن قوای منطقه‌ای به ضرر ایران تأثیرگذار خواهد بود. به عبارت دیگر، اگر یمن صحنه نبرد فعلی میان ایران و عربستان تلقی شود، فضا برای برخورد و تقابل نظامی ایران و اعضای این پیمان – هر کشوری که باشد – از هم اکنون آماده است.

این مسئله البته نیاز به بررسی و تحلیل جدی‌تری دارد، زیرا گستره تکتونیک امنیتی آن به شدت ساختارهای قدرت فعلی در خاورمیانه را متأثر ساخته تا آنجا که حتی پای روسیه و چین را نیز به ماجرا باز خواهد کرد.

روندهای کنونی تا کنون برای ایران به لحاظ امنیتی مثبت بوده و تغییر این روندها آن چیزی است که عربستان به دنبال آن خواهد بود و سخنان اخیر عادل الجبیبر، وزیر خارجه عربستان و این که به چالش‌های پیش رو با امیدواری و خوش‌بینانه نظر می‌کند، شاهدی از این ماجراست.
در حال حاضر دونالد ترامپ به خوبی فضا را برای استفاده عربستان فراهم کرده است و این برگی نیست که عربستان سعودی به راحتی آن را از دست بدهد.

اما سفرهای حسن روحانی که احتمالاً در آینده نزدیک از کانال‌های دیگری ادامه خواهد یافت می‌تواند از یک سو پلی برای توقف یا کم کردن سرعت «رقابت بی پروای» نظامی – امنیتی در خلیج فارس باشد و از سوی دیگر سیگنال‌های شفاف و صریحی در مورد اهداف و نیات ایران به عربستان سعودی ارسال کند که از هرگونه اشتباه محاسباتی احتمالی در آینده نزدیک جلوگیری شود.

پاسخ بدهید

Please enter your comment!
Please enter your name here

*