آش امام حسین (ع) نوعی آش گندم است که به مناسبت روز اربعین در محله‌های نسبتاً قدیمی یزد طبخ و بین مردم توزیع می‌شود.

یکی از انواع نذوراتی که از گذشته دور تاکنون مورد توجه مردم این دیار قرار گرفته، آش گندم است. این آش یکی از کامل‌ترین غذاهایی است که نیاکان ما آن را برگزیده‌اند. شاید دسترسی به مواد اولیه و تعامل جمعی در پخت را بتوان از دلایل این انتخاب دانست.

در این مقوله بر آنیم مراسم و نحوه پخت این آش را در گذشته‌ای نه چندان دور مرور کنیم. البته بیشتر این آداب و رسوم هم اکنون نیز جاری و ساری است و مردم دیار دارالعباده سعی دارند با حفظ این آداب و رسوم به پخت این آش بپردازند.

هر چند ماه محرم و صفر پخت این آش بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد ولی پخت آش گندم منحصر به زمان یا فصل خاصی نیست و در تمام ایام سال با توجه به مناسبت‌های مختلف مذهبی پخت می‌شود و از آن به عنوان غذای اصلی در عزاداری‌ها، مجالس روضه‌خوانی و اجتماعات بزرگ استفاده می‌شود.

گاهی یک نفر برای پخت آش بانی می‌شد و بعضی ایام پخت آش با مشارکت مالی همگان رقم می‌خورد. مردم محل در هنگام شیوع بیماری و برای شفای بیماران، ایمنی از شر دشمن، دفع آفات، واقع نشدن سرمای بی‌موقع و سرمازدگی درختان و محصولات و سایر خواسته‌های جمعی خود به صورت دسته‌جمعی پخت آش را عهده‌دار می‌شدند و به عبارتی یک نذر جمعی را ادا می‌کردند.

تعداد دیگ‌ها در گذشته بستگی به آمار محل و بزرگی و کوچکی دیگ‌ها داشت قطعاً محلاتی که جمعیت بیشتری داشتند شمار دیگ‌های آش آنان نیز در هر نوبت بیشتر بود.

پخت این آش در نقاط مختلف استان با آداب و رسوم خاصی همراه بود ولی همراهی و همکاری عمومی نمود مشترک آن در تمام نقاط استان بوده است.

از چند روز قبل اجاق آش در مسیر اصلی محله یا در کنار مسجد و حسینیه برپا می‌شد تا مردم در جریان آش پزی قرار بگیرند. هیزم، اصلی‌ترین ماده سوختنی برای پخت آش توسط اهالی تأمین می‌شد و هر کسی برای کسب ثواب خرده هیزمی را به محل آشپزی می‌آورد.

زنان برای پاک کردن حبوبات به مشارکت می‌نشستند و نخود، لوبیا، عدس و گندم را قبل از پخت آب می‌کردند تا راحت‌تر پخت شود و مردان دیگ‌ها را یکی پس از دیگری بر اجاق‌ها سوار می‌کردند و آبگیری دیگ‌ها آغاز می‌شد.

در قدیم که شبکه آب شهری وجود نداشت جوانان به کمک سقاها، آب را از آب انبارها بر دوش می‌کشیدند و دیگ‌های مسی را یکی یکی از آب پر می‌ساختند.

کار پخت عملاً از بعد از ظهر آغاز می‌شد. همیشه عده‌ای که حاجت داشتند و بیشتر از میان جماعت نسوان بودند، خود را برای روشن کردن آتش داوطلب می‌کردند و مترصد آن بودند که آشپز فرمان روشن کردن زیر دیگ‌ها را صادر کند.

وقتی آب جوش می‌آمد، نخود و لوبیا و گوشت و پیاز را درون دیگ‌ها می‌ریختند تا پخته شود. با گذشتن پاسی از شب گندم‌های نیم کوب را که در آب خیس شده بود به آن اضافه می‌کردند و آن زمان وقت هم زدن آش فرا می‌رسید که به آن کمچه زدن می‌گفتند.

مشارکت‌های گروه‌های مختلف مردم در این مرحله دیدنی و پرشور بود. ذکر صلوات، چاووشی خوانی و عزاداری بر سر دیگ آش مرسوم بود و صد البته کودکان و نوجوانان دیروز خاطرات به یاد ماندنی از شب‌های آشپزی محل دارند که به نوبه خود شنیدنی است.

وقتی گندم پخته می‌شد، عدس را در آخرین نوبت به آن اضافه می‌کردند و رفته رفته آتش زیر دیگ‌ها را کم می‌کردند و دیگ‌ها را دم می‌گذاشتند که به آن بوچون کردن می‌گفتند. آش تا صبح در همین حالت دم می‌کشید و جا می‌افتاد.

توزیع آش نیز در محلات یزد زمان‌های مختلفی داشت. بعضی محلات قبل از نماز صبح، بعضی جاها بعد از نماز صبح، در فلان روستا هم‌زمان با طلوع آفتاب و … کار توزیع آغاز می‌شد. در قدیم آشپزها اغلب به خانواده‌های محله آشنایی داشتند و آش را با توجه به تعداد آمار جمعیت هر خانواده تقسیم می‌کردند و به قول خودشان خانه شماری می‌کردند که چه خانواده‌هایی برای گرفتن آش مراجعه کرده‌اند و چه کسانی نیامده‌اند و مواظب بودند کسی از قلم نیفتد.

خوردن آش به ویژه در صبح‌های زمستان نیز به نوبه خود خاطره انگیز بود. آش داغ را در حالی که بخار از آن متصاعد می‌شد، در سینی‌های گرد و بزرگی می‌ریختند و همه اعضای خانواده دورتادور آن حلقه می‌زدند و پدر خانواده با یاد امام حسین (ع) و نام حسین دعا می‌خواند و حاجت می‌طلبید و تناول آش آغاز می‌گشت.

در ادامه تصاویری از مراسم معنوی پخت این آش را در خیابان خرمشهر یزد مشاهده می‌کنید:

 

شما می‌توانید نسخه انگلیسی این خبر را از طریق لینک زیر مشاهده فرمائید:

Unique Votive Food Annually Cooked in Iran’s Yazd

پاسخ بدهید

Please enter your comment!
Please enter your name here

*