نخست وزیر از که ترسید؟ بن سلمان یا حسن نصرالله؟!

پس از ترور نخست وزیر ثروتمند و بالنسبه محبوب لبنان، رفیق حریری، انگشت اتهام به سوی حزب الله لبنان دراز شد؛ این عوام پسندترین ریشه یابی بود و ساده سازی یک معمای پیچیده؛ این معما هرچند با تأخیر، روزی برای حریری جوان حل شد و جریان ۱۴ مارس، شمشیر انتقام از رقیب قدرتمندش را در نیام برد؛ طلسم ریاست جمهوری نیز، شکست و لبنان از دوران خلاء قدرت اجرایی، به درآمد.

سعدحریری، دوره ای نسبتا” طولانی را با سوء ظن نسبت به حزب الله لبنان گذراند و لاجرم، لبنان نیز در فضایی پرتنش گرفتار آمد. کشوری بدون دولت، روی دست احزاب و طوایف این سرزمین مانده بود. سرانجام، طلسم کرسی خالی ریاست جمهوری، با توافق جریان های مهم سیاسی لبنان بر سر انتخاب ژنرال میشل عون شکست و به نخست وزیری رسیدن سعد حریری، از نتایج این تفاهم ملی بود. اما باطل السحر خالی ماندن صندلی های قوه مجریه لبنان، رفع ابهام از پرونده قتل رفیق حریری بود؛ گره از کار فروبسته لبنان، زمانی باز شد که اسناد و شواهدی متقن، نقاب از چهره عامل قتل نخست وزیر فقید برمی افکند و به حریری جوان ثابت می کرد: دامن حزب الله از اتهام سنگین ترور پدرش، پاک است.

سعد حریری، به شوک فرو رفت وقتی دست پنهان عربستان در ترور پدرش، اشکار شد. وقت آن رسیده بود که کینه پدرکشتگی نسبت به سیدحسن نصرالله را از قلبش بشوید و شست؛ اما خویشتندارانه، روابط خود را با حکام سعودی حفظ کرد؛ حریری جوان با حل شدن معمای پرونده قتل پدرش، بروشنی دریافته بود که بهای تغییر موضعش نسبت به ریاض، جان اوست. اما، از این پس با اطمینان خاطر از همکاری حزب الله، می توانست سکان دولت ائتلافی لبنان را به دست گیرد؛ کشوری بحران زده که کوچکترین مسئله اش مدفون شدن بیروت زیبا، زیر کوهی از زباله بود!

درحالی که شهروندان عادی لبنان، شاهد فداکاری نیروهای حزب الله برای دور نگه داشتن آتش جنگ داخلی و فتنه داعش از کشورشان و پاکسازی وجب به وجب سرزمینشان از تروریسم چندملیتی هستند، جای شگفتی است که سعد حریری، همزمان با اظهار تأسف همتای اسرائیلی اش از شکست داعش در سوریه، ناگهان به روزهای قبل از نخست وزیری اش بازگردد و خواستار خلع سلاح حزب الله شود!

این نزدیکی ها چه اتفاقی افتاده که نخست وزیر جوان لبنان را به چرخشی ۱۸۰ درجه ای نسبت به مواضع دوره نخست وزیری واداشته؟ آیا با شنیده شدن صدای پای تروریست های درحال فرار از سوریه و عراق، صهیونیسم عبری، عربی و غربی، در پی انتقال میدان جنگ خانمانسوز داخلی از سوریه و عراق به لبنان است و لبنان، دیگربار باید ضمن تجربه تلخ خلاء دولت، به ورطه اختلافات داخلی درغلتد؟

روز گذشته بود که فرستاده ویژه رهبر جمهوری اسلامی ایران به لبنان، برای شرکت در کنفرانس علمای مقاومت، با مقامات رسمی این کشور، از جمله سعد حریری، دیدار کرد و طی این ملاقات از مداومت پیروزی های محور مقاومت (لبنان، سوریه، عراق و یمن، به اضافه کشورهای همپیمانشان روسیه و ترکیه) اظهار خرسندی نمود. این شادمانی، به کمک تصاویر تلویزیونی، هرچند کوتاه، به رُخ جنهه مقابل (تروریست ها و حامیان منطقه ای و فرامنطقه ای شان) کشیده شد؛ آیا استعفای غافلگیرکننده حریری ، آنهم در ریاض و اعلام این خبر از شبکه العربیه عربستان، به از پرده برون افتادن احساس شادمانی مشترک میان میزبان و میهمان، مرتبط است؟
آیا نخست وزیر لبنان به جرم خندیدن گرم (نه تصنعی و دیپلماتیک) و ناتوانی در پنهان کردن شعف آشکار بخاطر پیروزی شماری از شهروندان کشورش در برابر داعش و جبهه النصره،باید از ادامه بازی با آتش خشم عربستان، کناره گیری می کرد؟

نکته قابل تأمل در پیام استعفای سعد حریری، مشابه دانستن شرایط امروز لبنان با دوره مسئولیت پدرش بود؛ آیا سعدِ جوان از سرنوشتی مشابه با نخست وزیر فقید لبنان، بیمناک شد؟!

معمای امروز این است: چه کسی حریری را ترساند؟ بن سلمان یا حسن نصرالله؟!

 

شما می‌توانید نسخه انگلیسی این خبر را از طریق لینک زیر مشاهده فرمائید:

Who Scared Off Lebanon’s PM: Nasrallah or Bin Salman?

پاسخ بدهید

Please enter your comment!
Please enter your name here

*