روایتی که خوب است ترامپ بخواند!

خانمی که همچنان در صف بی‌پایان صندوق رأی منتظر بود، گفت: «والله زور داره که با چشم خودت ببینی در این مملکت، این تعداد از مردم بیایند پای صندوق انتخابات، آن‌وقت کشورهایی که نمی‌دانند اصلاً صندوق رأی یعنی چه، در شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، برو بیا داشته باشند و رئیس دوره‌ای بشوند؛ تازه آمریکایی‌ها هم ما را تروریست بدانند»!

محمود عسکریه
محمود عسکریه

نخستین سفر خارجی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا روز شنبه ۳۰ اردیبهشت به مقصد اولیه ریاض آغاز شد، دقیقاً فردای روزی که ملت ۸۰ میلیونی ایران، برای دوازدهمین بار پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به پای صندوق رأی رفتند تا رئیس‌جمهورشان را انتخاب کنند.

بد نیست ترامپ در جریان سفرش به خاورمیانه نگاهی به این روایت از روز رأی‌گیری در ایران بیندازد:

ساعت ۷ بعد از ظهر است و در این فصل از سال، هنوز خورشید، جایش را به ماه نداده که با خانواده از خانه خارج می‌شوم تا نزدیکی منطقه سکونتم، جایی در مرکز تهران، به دنبال یک حوزه رأی‌گیری خلوت بگردم؛ نه! تلاش بی‌فایده است و تنها یک ساعت به زمان پایان مهلت رأی‌گیری برای انتخاب رئیس جمهور و همچنین ۲۱ نماینده پنجمین دوره شورای شهر، باقی است. باید تسلیم شوم و دست دست نکنم، می‌ایستم! اینجا، مدرسه‌ای است در خیابان قدیمی «ملک» که روزی روزگاری، ۵ ـ ۶ دهه پیش، برو بیایی داشته اما حالا، بیشتر سکونت‌گاه قشر متوسط جامعه ۱۰ میلیونی کلان‌شهر تهران است.

انتخابات 96انتهای صف، در پیاده‌رو می‌ایستم و می‌دانم که تا رسیدن به پای صندوق آرا، ۱۰۰ تا ۱۵۰ متر فاصله داریم؛ اما خیلی زود، از آخرین نفر بودن به کسی که در میانه راه است ارتقاء می‌یابم، البته نه به خاطر جلو رفتن صف! پشت سرم را که می‌بینم، ۶۰ تا ۷۰ نفر به نوبت ایستاده‌اند. نفر بعد از من، آقایی ۴۵ ساله به نظر می‌رسد که با همسر و ۲ فرزندش آمده رأی بدهد. خودش سرِ صحبت را باز می‌کند:

«به خاطر این دو بچه آمده‌ام؛ اگر روزی که مثل این (به کودکی که در آغوش گرفته اشاره می‌کند) ۱۴ ماهه بودم، در ایران صندوق رأیی وجود داشت و پدر خدا بیامرزم یک بار در عمرش پای صندوق انتخابات رفته بود، حالا این انتخابات الکترونیکی برگزار می‌شد و لازم نبود با دو تا بچه در گرما بایستیم و چند ساعت وقتمان هدر برود!»

انتخابات 96نمی‌خواهم بپرسم چه‌کاره است. انگار خودش دوست دارد با حرف زدن و توضیح چرایی شرکت در انتخابات، زمان را آسان‌تر بگذراند. حرفش را تأیید می‌کنم که رأی دادن سخت است و انگیزه می‌خواهد، نیز به الکترونیکی شدن انتخابات آینده امیدوارش می‌کنم. از اینکه با او هم عقیده هستم، اظهار رضایت می‌کند؛ از چهره‌اش پیداست. کودکش بی‌قراری می‌کند، بارها عینک پدرش را چنگ می‌زند، بطری آب را از دستش می‌گیرد، می‌اندازد و دوباره…از حوصله‌اش تعجب می‌کنم. همسرش گاهی به او سر می‌زند و معلوم است که پیش از حضور در انتخابات، زن و شوهر، با هم تقسیم کار کرده‌اند؛ فرزند دیگرشان هم در این اوضاع و احوال، توپ می‌خواهد تا با دوستانی که اینجا پیدا کرده، در حیاط مدرسه فوتبال بازی کنند! زن برای خرید توپ، شوهرش را با دو فرزندشان ترک می‌کند؛ خانمی در نزدیکی ما به کمک می‌آید. می‌گوید من معلمم، فرزند بزرگ‌تر را بدهید به من، سرگرمش می‌کنم تا همسرتان برگردد؛ و با اشاره‌ای نشان داد که از عهده برمی‌آید!

مرد خوش‌صحبت و میان‌سال که انگار به پیک‌نیک آمده باشد، لباس راحت و اسپرت پوشیده، نفسی می‌کشد و سکوت را می‌شکند:

«شک نداشته باشید که بالای ۷۰ درصد مردم در انتخابات شرکت می‌کنند؛ شما سرانگشتی حساب کنید و ببینید که چه زمانی از وقت ملت تلف می‌شود؟ حداقل ۳ ساعت طول می‌کشد تا از اینجا خلاص شویم!»

می‌گویم: «ولی تا ۸ بیشتر مهلت رأی‌گیری نیست و حتماً نوبت به ما نمی‌رسد اگر ۳ ساعت زمان ببرد!» جوابش در آستین است: «تا ۱۲ شب تمدید میشه، خیالتون راحت باشه!»

انتخابات 96ادامه می‌دهد: «شما ۴۰ میلیون را حداقل در عدد ۱ ساعت (متوسط وقتی که باید برای رأی دادن در حوزه‌های شلوغ و خلوت صرفکرد) ضرب می‌کند و می‌گوید: اگر ۴۰ میلیون ساعت را در فقط ۱۰ هزار تومان (به حساب او، میانگین نقصانی ارزش پولی هر ساعت وقت یک ایرانی) بکنیم، آن‌وقت به دلار (هر دلار را هم ۴ هزار تومان فرض کنیم) بیش از ۱۰۰ میلیون دلار، هزینه در صف ایستادن ما مردم است، ولی به نتیجه‌اش می‌ارزد»!

می‌پرسم: حالا این نتیجه، قراره چی باشه که اینقدر به نظرتان می‌ارزه؟ چه کسی انتخاب میشه؟ و برای اینکه بدانم از خاطرات تلخ اتفاقات پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ عبور کرده یا نه، بی اینکه منتظر پاسخ پرسش قبلی‌ام بمانم، ادامه دادم:

شما به شمارش آراء اعتماد دارید؟

مرد میان‌سال، بی‌معطلی و با قاطعیت جواب داد: صد در صد!

ترامپ-عربستان«خوب است حالا که رئیس‌جمهور آمریکا، همین امروز در راه ریاض است، با ارتفاع کم و از روی آسمان ایران عبور کند تا با چشم خودش، شور و شوق مردم ایران را برای انتخاب رئیس جمهورشان ببیند و بعد از پادشاه عربستان بپرسد: از انتخابات ایران چه خبر؟ شما چه زمانی انتخابات دارید؟!»

 

همسفرم در این راه پر التهاب و هیجان که ملغمه‌ای از عقل و احساس است، از مبدأ دیدار در انتهای صف تا مقصدمان صندوق رأی (که دقیقاً مطابق پیش‌بینی دوست جدیدم، در عمل ۳ ساعت هم زمان برد) خیلی حرف‌ها زد؛ من هم از خدا خواسته، داشتم ارزیابی‌های خودم را می‌کردم و نتایج خودم را می‌گرفتم. به‌ویژه که در اثنای بحث، گفتگوی دو طرفه ما تبدیل به یک میزگرد خیابانی شده بود! چقدر هم‌صحبتی با مردم، فارغ از هر تمنا و انتظاری، لذت‌بخش است و مفید! و چقدر اختلاف دیدگاه داشتن و آزادانه بیان کردن، بی‌آنکه خط قرمزی در کار باشد، جذاب است؛ ای‌کاش تا صبح می‌توانستیم با هم حرف بزنیم!

در این میانه، به یاد سفر «دونالد ترامپ» به ریاض افتادم، وقتی خانمی از اعضای میزگردمان، گفت: «والله زور داره که با چشم خودت ببینی در این مملکت، این تعداد از مردم بیایند پای صندوق انتخابات، آن‌وقت کشورهایی که نمی‌دانند اصلاً صندوق رأی یعنی چه، در شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، برو بیا داشته باشند و رئیس دوره‌ای بشوند؛ تازه آمریکایی‌ها هم با آن‌همه ادعا، ما را تروریست بدانند»!

ناگهان یک فکر و ایده به ذهنم رسید؛ می‌دانستم که یک آرزوی محال است، اما پیش خودم گفتم:

«خوب است حالا که رئیس‌جمهور آمریکا، همین امروز در راه ریاض است، با ارتفاع کم و از روی آسمان ایران عبور کند تا با چشم خودش، شور و شوق مردم ایران را برای انتخاب رئیس جمهورشان ببیند و بعد از پادشاه عربستان بپرسد: از انتخابات ایران چه خبر؟ شما چه زمانی انتخابات دارید؟!»

اگر این رؤیای من به حقیقت می‌پیوست، شاید، میهمان عالی‌قدر عربستان، پرزیدنت دونالد ترامپ، حالا که از «برج ترامپ» به کاخ سفید کوچ کرده، به خاطر ایفای نقش مسئولانه در اداره یک کشور بزرگ و خواهی نخواهی تأثیرگذار بر سرنوشت جهان، از سرزمین خیالات و توهمات هم فاصله می‌گرفت، دست کم، از میزبانش و سران کشورهای عربی که برای رایزنی علیه ایران به ریاض رفته‌اند، یک سؤال می‌کرد و می‌پرسید:

ترامپ-عربستانآقایان، دوستان، از ایران چه خبر؟ دیدم همه مردم انگار در خیابانند؛ این‌ها خانه ندارند؟ شنیده‌ام که انتخابات داشته‌اند امروز، وقتی که در راه اینجا بودم، خودم هم دیدم! درست دیدم؟

پادشاه عربستان: ببخشید، چه فرمودید؟

«دونالد» با چهره‌ای متعجب، صدایش را بلندتر می‌کند و رو به جمع حاضر، می‌پرسد:

شما در کشورتان انتخابات دارید؟ تاکنون رأی داده‌اید؟ شماها آیا منتخب ملت‌تان هستید؟

دوست تازه و میانسالم، با دست می‌زند سر شانه‌ام: کجایی رفیق؟! برو جلو، ۳ متری عقب افتادیم! با خنده‌ای ناخواسته، پاسخ دادم:

عربستان بودم، سری هم به دربار سعودی زدم!

آن‌ها که شنیدند، شگفت‌زده به من خیره شدند و یکی‌شان (خانم معلم) گفت: پس خیالاتی شده بودید! و من با تبسمی همراه با افسوس، تأیید کردم.

ساعت ۱۰ شب از حوزه رأی‌گیری خارج می‌شوم؛ ای‌کاش شماره تلفن همراه دوست خوش‌صحبت و آینده‌نگرم را گرفته بودم.

دلم برای او و دیگر دوستان جدیدی که در صف رأی‌گیری یافتم، با همه دیدگاه‌های مختلفی که داشتند و برخی از آن‌ها به کاندیدای مطلوب من رأی نمی‌دادند، تنگ می‌شود و همین‌طور برای حال و هوای انتخابات در روز جمعه سرنوشت سازی که ملت ایران نشان داد «مردم‌سالاری» را عمیقاً درک می‌کند و به نظام برآمده از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ وفادار است.

انتخابات96ملت ایران نشان داد که خودش سرنوشتش را رقم می‌زند و به شعار راهبردی «استقلال ـ آزادی ـ جمهوری اسلامی» با همه فراز و فرودها، تلخی‌ها و شیرینی‌ها، باور دارد و هنوز در حال رفتن است، برای رسیدن به فردای بهتر!

آیا ایران، با مردمی که جمعه‌ای چنین شکوهمند آفریدند و خیره‌کننده‌ترین مانور فرهنگی را در مسیر «همزیستی و صلح» به نمایش گذاشتند، صلح و امنیت منطقه و جهان را تهدید می‌کند؟!

آیا از دل این ایران و این ملت، تروریسم، این پدیده شوم زاییده می‌شود؟

به ‌راستی از کدام رحِم، موجود زشت و کریه «تکفیر» بیرون آمده؟

انتخابات96وقت تأمل و نگاه منصفانه، هنگام تجدید نظر نسبت به ایران در سطح بین‌المللی فرارسیده است؛ هر چند دیر، هنوز می‌توان حقیقت را دریافت و با سرنوشت بشریت و آینده آن به قیمت چند بشکه نفت و دلارهای نفتی دیکتاتورهای عرب، بازی نکرد.

آقای ترامپ، گزارش‌های دوست و دشمن، از مانور مردمی و فرهنگی ایرانیان به بهانه انتخابات روز جمعه گذشته (۲۹ اردیبهشت)، گزارش خبرنگاران آمریکایی و اروپایی از میزان مشارکت حیرت‌انگیز مردم ایران پای صندوق رأی، شور و شوق ناشی از اختلاف دیدگاه میان ایرانیان بی‌آنکه امنیت اجتماعی به هم بریزد را بخوان، حالا اگر از ترس ایران، در راه رسیدن به ریاض آسمان این کشور را دور زدی؛ حقیقت را دور نزن! روی زمین، واقعیت‌ها را ببین تا گزینه‌های روی میز کارت، متناسب با آن ویرایش و بازتنظیم شود؛ تنها در این صورت است که ایالات‌متحده «شکوهمند» می‌شود؛ با معیارهای قرون گذشته، با جنگ‌افزارهای پیشرفته، با تبدیل منطقه خلیج‌فارس به انبار سلاح و «فرصت اشتعال» ایجاد کردن به قیمت از دست رفتن «فرصت صلح»، تنها شکوه هیتلری می‌آفرینی و چنین صلابتی پایدار نمی‌ماند!

از ما گفتن، شما آزادید و قلم تاریخ‌نگاران، هم!

انتخابات96

پاسخ بدهید

Please enter your comment!
Please enter your name here

*