دیوار مکزیک، دیوار هشتم!

دیوار ترامپ
طرحی از علی تجدد

در شرایطی که جهان به سمت برداشتن دیوارها و نزدیک‌تر شدن ملت‌ها حرکت می‌کند،ترامپ قصد دارد دیواری به دیوارهای موجود اضافه کند تا با آن آمریکایی‌ها از مکزیکی‌ها جدا شوند.

محمود عسکریه
محمود عسکریه

دیوار برلین در ۹ نوامبر سال ۱۹۸۹ به نشانه پایان جنگ سرد، فرو ریخت. اما، هنوز دیوارهای دیگری در جهان هستند که انسان‌ها را به خاطر ملیت، دین یا سطح زندگی از هم جدا می‌سازد. معماری این دیوارها را سیاستمداران و نظامیان برعهده داشته‌اند؛ چه آن که فرو ریخت و چه آن‌ها که هنوز پابرجاست؛ حالا قرار است یک دیوار به دیوارهای موجود اضافه شود تا آمریکایی‌ها را از مکزیکی‌ها جدا کند؛ دیواری که معمارش این بار نه سیاستمدار است و نه ژنرال، یک سرمایه دار است! شاید به همین دلیل، دونالد ترامپ اصرار دارد هزینه ساخت «دیوار» را کشور همسایه بپردازد.

بر دیوار برلین که اکنون نام “East Side Gallery” بر آن گذاشته شده است، صدها هنرمند از سراسر جهان نقاشی کرده‌اند. نقاشی‌هایی که همگی بین مفهوم دیوار با دیکتاتوری ارتباط برقرار می‌کنند. در میان نقاشی‌های این دیوار، نقاشی یک هنرمند ایرانی را هم می‌توان دید که سال‌هاست به آلمان مهاجرت کرده؛ دیوار برلین را زمانی که قرص و محکم برپا بود تجربه کرده، فروریختن آن را هم به چشم خود دیده و بر باقیمانده این دیوار، اثری خلق کرده که احساس هیجان، ترس، امید و شادی را بر چهره مردم، در لحظه تاریخی و عبرت انگیز باز شدن راه ارتباط میان دو سوی دیوار، بر چهره آنان تصویر می‌کند.

«کانی علوی» از احساس خود نسبت به فرمان دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا مبنی بر محدودیت اجازه ورود شهروندان هفت کشور به ایالات متحده، نیز ساختن دیوار در مرز آمریکا و مکزیک، به دویچه‌وله می‌گوید: «آمریکا مدعی است کشوری دمکراتیک است و حتی می‌تواند دنیا را با سیاست‌هایش نجات دهد. آنگاه از این می‌گویند که باید دیوار بکشند. این اصلاً در انطباق با فرهنگ این کشور نیست.»

یکی از نقاشی‌های کانی علوی در مقر سازمان ملل در نیویورک به نمایش گذاشته شده است. در این نقاشی انسان‌ها از ورای دیوار یکدیگر را در آغوش کشیده‌اند. او با اشاره به این نقاشی می‌گوید: «وقتی به این فکر می‌کنم که حالا اجازه سفر به آمریکا و دیدن تابلوی نقاشی خودم را ندارم، از خودم می‌پرسم اصلاً چرا این نقاشی را کشیدم؟»

به دور خاورمیانه «خط» بکشید، نه دور آمریکا «دیوار»!

دونالد ترامپ در جریان مبارزات انتخاباتی وعده داد که با کشیدن «دیوار» از ورود باندهای قاچاق مواد مخدر و مکزیکی‌ها به خاک ایالات متحده، جلوگیری کند. وقتی این سخنش با اعتراض وسیع مردم روبرو شد، توضیح داد که منظورش آن دسته از مکزیکی‌هاست که به تعبیر او «تبهکار و جانی» محسوب می‌شوند؛ وعده‌ای که اجرای آن، فعلاً با چانه زنی بر سر هزینه ساخت «دیوار» میان دو کشور همسایه، آغاز شده و جمعه گذشته (۸ بهمن ماه) مکالمه تلفنی میان ترامپ و همتای مکزیکی‌اش را به مشاجره کشاند؛ در پی این گفتگوی تلفنی، رئیس دولت مکزیک اعلام کرده که کشورش برای تحقق وعده‌های تبلیغاتی چهل و پنجمین رئیس جمهور آمریکا «حتی یک دلار» هم نخواهد پرداخت.
فارغ اینکه دونالد ترامپ، هنگام گفتگوی تلفنی با رئیس دولت مکزیک عصبانی شده باشد یا بروز هرگونه تنش در جریان این مکالمه انکار شود، درست در همین فاصله، جهان با اتفاقی مهم روبرو گردید که بخش قابل توجهی از ساکنانش را «عصبانی» ساخت! و این عصبانیت، هرگز و تا همیشه تاریخ، تکذیب نخواهد شد.
جهان در حالی که به فروریختن همه مرزهای قراردادی و جغرافیایی‌اش مفتخر بود و جهانیان، به‌ویژه نخبگان و روشنفکران، باد در غبغب انداخته بودند که تفاوت‌های فرهنگی، نه تنها دیگر موجب جدایی ملت‌ها و بروز جنگ‌های قرون وسطایی نیست، بلکه عامل زیبایی و بالندگی جامعه جهانی است، در چشم به هم زدنی، میان آمریکا و شهروندان ۷ کشور جدایی افتاد و دیواری کشیده شد که پریدن از آن، با بلندپروازترین هواپیماها نیز غیرممکن است!

تراژدی اینجاست که دونالد ترامپ، معمار این «دیوار» از دل جامعه و فرهنگی سر برآورده که مدعی برخورداری از بزرگ‌ترین دموکراسی عالم است؛ آیا در انتخابات ایالات متحده «تقلب» شده؟ چگونه بروز تقلب، در ساختاری حساب شده و «الگو» ممکن است؟ این همان فرهنگ پیشرو است که باید سرمشق دیگر ملت‌ها باشد؟ مدلی از دموکراسی و نظام حقوق بشر، وقتی در اوج بلوغ و پختگی‌اش، محصول و میوه‌ای چون «ترامپ» به بار می‌آورد، آیا دیگر حرفی برای گفتن دارد؟ تا کنون، ذیل پروژه «نظم نوین» و «دمکراتیزه کردن خاورمیانه» صدها هزار انسان، جان باخته‌اند. هزاران شهر و آبادی، مدرسه و کارخانه، و… ویران شده؛ ملت‌های خاورمیانه، از جمله مردمان همین ۷ کشور، هزینه سنگین دیوارکشی یک طرفه دولت‌های آمریکا را سال‌هاست که بر دوش می‌کشند؛ دیواری که همواره برای نظامیان و تفنگداران، نیز سیاستمداران جنگ سالار کاخ سفید، به‌طور مضحکی کوتاه بوده و هست!
ای کاش دولت آمریکا به دور کشورها و ملت‌ها، نیز دارایی‌های مادی و معنوی این منطقه از جهان، «خط» بکشد! امنیت پایدار، صلح و آرامش جهان، در گرو دست کشیدن دولتمردان کاخ سفید از احساس غرور و خود بزرگ بینی است؛ راه نجات ملت‌ها، نیز امنیت و رفاه شهروندان ایالات متحده، اتخاذ این تصمیم خردمندانه توسط مهمانان تازه وارد کاخ سفید است: خط کشیدن روی احساس «آقایی خود خوانده بر جهان» نه دیوار کشیدن! دیوار، کارکردش بستن راه و جدا کردن است؛ فرقی نمی‌کند که این دیوار، مرئی باشد یا نباشد!

پاسخ بدهید

Please enter your comment!
Please enter your name here

*