آجرچینی جدید آمریکا در برجام

آجرچینی جدید آمریکا در برجام

شانی هرمزی، کارشناس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص در یادداشتی برای روزنامه شرق کوشید تا تحلیلی از سیاست دولت جدید آمریکا در قبال توافق هسته‌ای با ایران ارائه دهد.

هرمزی با اشاره به آنکه دولت ترامپ ۲۳ مهر ماه باید بار دیگر پایبندی ایران به برجام را به کنگره گزارش کند نوشت:

واقعیت آن است که دولت ترامپ با وجود تمام انتقادات وارده درباره ناپختگی در سیاست خارجی، به خطرات نقض برجام آگاه است. بنابراین درصدد است تا به‌جای «خروج آشکار» از برجام، زمینه تغییر جهت پیکان اتهام به سمت ایران را فراهم کند. یکی از سیاست‌های در پیش گرفته‌شده در این چارچوب، زمینه‌سازی برای ارائه تعریف دیگری از مفهوم «پایبندی» است که به‌تازگی از سوی نیکی هیلی در جریان یک سخنرانی چارچوب کلی آن ترسیم شد.

هرمزی سپس با اشاره به سخنرانی هیلی در مؤسسه آمریکن اینرپرایز نوشت: استفاده او از اتهامات نادرست برای ارائه مفهوم جدیدی از پایبندی به برجام و سپس استفاده از مفهوم‌سازی جدید (جعلی) برای متهم‌کردن ایران به پایبندنبودن در ساختاری معنادار طرح‌ریزی شده بود.

بر اساس مفهوم‌بندی جدید آمریکا، «پایبندی» به برجام یک مفهوم ساده و صرفا تکنیکی و فنی نیست؛ بلکه سه محور اصلی دارد؛ برجام، قطع‌نامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل و در نهایت قانونی که برای نظارت بر برجام به تصویب کنگره آمریکا رسیده است

آمریکا سپس در بدعتی جدید، این‌طور عنوان می‌کند که «پایبندی » ایران نه‌تنها باید از سه منظر یادشده بررسی شود؛ بلکه باید در مجموع در چارچوب ماهیت و تاریخچه عملکرد حکومت ایران بررسی شود. حال سؤال آن است که چرا دولت ترامپ سعی دارد ماهیت حکومت ایران و عملکرد آن را از زمان وقوع انقلاب اسلامی به برجام گره بزند؟ دولت ترامپ بر آن است تا دوگانه احترام به «قوانین بین‌الملل» و پایبندی به «معاهدات بین‌الملل» را در کنار هم آورد و چنین استدلال کند که احترام به قوانین بین‌المللی پیش‌شرط پایبندی به معاهدات بین‌المللی است. این سیاست آمریکا در بدبین‌کردن نگاه بازیگران بین‌المللی به ایران و آینده پایبندی آن به برجام، اگرچه با زیرکی طراحی شده است؛ اما از مشکلی بزرگ رنج می‌برد؛ این مشکل همان جابه‌جایی تقدم و تأخر در بیان «نیت» و «سیاست» است. در واقع ترامپ ابتدا اعلام کرد قصد و نیت اعلام تأییدنکردن پایبندی را دارد و سپس از اعضای کابینه و مشاورانش خواست زمینه اعلام پایبندنبودن را فراهم کنند. این نیت و سپس سیاست، نه از دید رسانه‌ها و نه متحدان اروپایی آمریکا مخفی نمانده است.

بنابراین دست‌کم در کوتاه‌مدت، زمینه‌چینی‌ها و سیاست‌گذاری‌هایی از این دست، توان مجاب‌کردن مخاطبان مؤثر را نخواهد داشت. اما آنچه حائز اهمیت است، آن است که ویژگی‌های شخصیتی و فردی ترامپ چنان است که به همان اندازه که احتمال دارد سر حرف و وعده‌اش بماند، به همان میزان نیز احتمال دارد که به‌راحتی از آن برگردد. برجسته‌بودن این ویژگی فردی، این پیام را به همه بازیگران ازجمله ایران می‌دهد که باید برای تمام سناریو‌های ممکن برنامه داشته باشند.

پاسخ بدهید

Please enter your comment!
Please enter your name here

*